تبليغاتX
زندگی یک لطیفه کیهانیست




بالاخره منم عمه شدم !!! 



+ تاریخ سه شنبه 25 بهمن1390 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 



× هیچی مثل یه گپ خواهر برادارانه ی 5 ساعته نمیتونه حال آدم رو سرجاش بیاره !! 

زنگ زد که بیا مسنجر ... از ساعت 10 تا 3 صبح از هر چیزی که بتونین تصورش رو بکنین حرف زدیم و خندیدم ! آخ خدا من عاشقتم با این خونواده ی دوست داشتنیم ...




+ تاریخ سه شنبه 3 آبان1390 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 


یعنی من اینا رو میبینم دلم میخواد در کسری از ثانیه ازدواج کنم ... بچه دار بشم ... دخترام برسن به این سن ... یه روز من بیام خونه این صحنه رو ببینم ... 


+ تاریخ چهارشنبه 19 مرداد1390 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 

 

"اِمیلیEmily" اسمیه که واسه برادر زاده ی نازنینم انتخاب شده! یه نطفه ی ۲سانتی متری که اعلام وجودش یه شادیه وصف ناپذیری رو آورده تو خونمون ! طوری که دیگه ما همدیگه رو با توجه به نسبتی که با امیلی داریم صدا میکنیم ! بابای امیلی ، مامان امیلی ، عموی امیلی و عمه ی امیلی 

امروز بابای امیلی اولین عکس سونوگرافیشو نشونم داد ... الهی فدای اون لوبیا بشم من ... تا ۷ ماه دیگه که بیاد دنیا من رسما مُردم م م م م م ... 

میبینین چقد شبیه منه ؟ 

 کلا ترکیب صورتش عین عمه شه ! خدارو شکر خیلی خوشگل میشه

 

+ تاریخ پنجشنبه 23 تیر1390 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 



× یه چند وقتی که آدم چیزی ننویسه انگشتای دستش خشک میشه !!! مث الانه من !!! یعنی من هر بار میخوام یه پست بزارم انگشتای دستم چارچنگولی به فاصله ی 2 سانتی متریه کیبورد رو هوا معلقن و در حال لرزش ! و اصن تکلیفشون مشخص نیست دقیقا باید رو کدوم کلید فرود بیان !! بیشترین فعالیت هم انگشت کوچیکه ی دست راستم انجام میده که هر 30ثانیه یه بار هلش میدم سمت بک اسپیس و به طرفة العینی هرچی نوشتم رو پاک میکنه !!! 




+ تاریخ جمعه 17 دی1389 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 



"و کسانی که وبلاگهایشان را آپ نمیکنند، مرده مپندارید

بلکه زنده هستند و نزد خدای خود روزی میخورند ..."




+ تاریخ چهارشنبه 17 آذر1389 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 


× اینقدر عادت کردم که بعد از هر اس ام اس یا کامنت یا هر پست یه علامت تعجب یا یه دو نقطه پرانتز باز یا یه دو نقطه پرانتز بسته یا دو نقطه دی یا دو نقطه پی و امثال اینا بزارم که دیگه یه جورایی واسم نهادینه شده !!! اصن احساس میکنم جمله بدون این علامتا ناقصه !!!! یه چیزی کم داره ...

نمونش همین دیروز: تو بانک بودم خواستم یه پولی رو واریز کنم طبق معمول مبلغشو اشتباه نوشتم! از کارمند بانک پرسیدم یه فیش دیگه بگیرم یا اینو خط بزنم ؟ گفت خط بزن ولی پشتش رو پشت نویسی کن ! گفتم اوکی!

پشت فیش نوشتم : "مبلغ 16،000،000 ریال صحیح میباشد ... ! :)"

اول خواستم اون دو نقطی پرانتز بسته   ":)" آخرش رو خط بزنم دیدم باز خط خطی میشه ! خواستم یه فیش دیگه بگیرم روم نشد ! در نتیجه با اعتماد به نفس فیش رو دادم به کارمنده و سوت زدم ! اونم دیگه به روم نیاورد ... :))))

خوب شد دو نقط ستاره و دو نقطه ایکس نگذاشتماااا :))))))))



+ تاریخ سه شنبه 2 آذر1389 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 


 

بعد از یه مدت طولانی هوس کردم موهام رو صاف کنم ... و متوجه شدم چقدر بلند شده ! همون قدری که همیشه دوست داشتم باشه ... و امروز تازه کشف کردم انگیزه م از تلاش برای رفتن و نموندن چیه ! میخوام موهای خسته م رو بسپارم به دست باد ...  و اینه رویای دختر ایرانی ! مملکته داریم ؟



+ تاریخ یکشنبه 30 آبان1389 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 


... یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند !

... روانشناس هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته اند !

... هنوز پیکان 56 را ترجیح می دهند !

... در جدول های روزنامه ها و مجله ها سوال این است: بی دینی 7حرفی (و جواب میشنود: سکولاری) !

... می گویند مسلمان ساز و مسلمان دار است اما با هر نفس تهمت میزنند و غیبت میکنند و به قولی گوشت برادر مرده خود را با ولع می خورند.

... نظامی اش شهردار می شود !

... مهندس برقش تاکسی دارد !

... وزیر امور خارجه اش انگلیسی را با لهجه لری حرف می زند !

... آدمها از دیدن پلیس می ترسند !

... دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد !

... در دانشگاهش فقط این را یادت می دهند که چگونه با حراست نرم صحبت کنی تا خوشش بیاید!

... ملت رسانه ای دارد اما رسانه ملی ندارد !

... زبانش "پارسی" است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارد !

... من دوست دارم هوای تو را داشته باشم، و تو هوای من را، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم.

... عبدالمالک ریگی را از هوا پایین می کشند اما دزدان چند مجسمه را نمی توانند پیدا کنند !

... مرگ حق است و حق گرفتنی!

... برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد !

... کف اتوبانش دست انداز دارد !

... همه فکر می کنند فقط خودشان می فهمند !

... مرگ بر آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یکبار ببینند !

... همه مشکل را در کس دیگر می جویند ! شهری که هنوز نفهمیدم من در آن به دنیا آمدم یا در آن مُردم !


پ.ن: برگرفته از یه ایمیل ارسالی 




+ تاریخ شنبه 8 آبان1389 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |
 






× میگن وقتی یه اصفهانی میخواد نوشابه بخوره هر قلپی که میره بالا یه نگاه به شیشه نوشابه میکنه ببینه چقدر دیگه مونده ازش ! حالا حکایت درس خوندن من هم همین طوره ! یعنی هر یه خطی که میخونم صفحه های باقیمونده رو یه بُر میزنم ببینم چقدر دیگه مونده :))))



+ تاریخ جمعه 30 مهر1389 ساعت نویسنده آرمیتـــــا |